معنی کرسکان
5 بازدید
[ کَ سَ ] (اِخ) از قرای اصفهان و لنجان است و بعضی فضلا از آنجا برخاسته اند. (انجمن آرای ناصری) (آنندراج). منسوب است به آنجا محمدبن حیویه بن محمدبن الحسن بن یحیی الکرسکانی الاسکافی. (از معجم البلدان). و رجوع به معجم البلدان شود.[ کِ سِ ] (اِخ) قریه ای است فرسنگی بیشتر در جنوب شیراز. (فارسنامهٔ ناصری).[ کِ سِ ] (اِخ) قریه ای است دوفرسنگی بیشتر میانهٔ جنوب و مغرب شهر داراب. (فارسنامهٔ ناصری). رجوع به کرشکان در فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷ شود.
کلمات همقافیه با «کرسکان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر