معنی کرستوان
6 بازدید
[ کَ رَسْ تْ ] (اِ) کرستون. (از برهان) (ناظم الاطباء). قپان و ترازوی یک پله. (ناظم الاطباء). رجوع به کرستون شود.
کلمات همقافیه با «کرستوان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر