معنی کرزوان
7 بازدید
[ کُ زُ وا ] (اِخ) کرزبان. شهری است [ به خراسان از گوزکانان ] بر کوه نهاده با نعمت بسیار و هوائی خوش و اندر قدیم جای ملوک گوزگانان آنجا بودی. (حدود العالم). شهری است کوهسار نزدیک طالقان و کوهستان آن متصل به کوهستان غور است. (از معجم البلدان). از درون رشنه [ ؟ ] تا کهپایه های کرزوان سبزه از سبزه نبرد لاله زار از لاله زار.فرخی. بیشه های کرزوان از لاله زار و شنبلید گاه چون بیجاده گردد گاه چون زر عیار. فرخی.
کلمات همقافیه با «کرزوان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر