معنی کرزمان
6 بازدید
[ کَ زَ / کَ / کَ رَ ] (اِ) آسمان را گویند مطلقاً. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || عرش اعظم هم گفته اند که آسمان نهم باشد. (برهان). عرش خداوند عالم که آسمان نهم باشد. (ناظم الاطباء). در ادات به کاف فارسی گفته است، لیکن در لغت زند خواهد آمد که اصح کرشمان و کرژمان به ضم رای مهمله و ضم شین و زای فارسی است. (آنندراج) (انجمن آرا). اما گفتهٔ صاحب انجمن آرا و به تبع او آنندراج بر اساسی نیست و کلمه با کاف فارسی است و صحیح گرزمان است. (حاشیهٔ برهان چ معین): مه و خورشید با برجیس و بهرام زحل با تیر و زهره با کرزمان. دقیقی (از انجمن آرا). زآن شادی و طرب که دو رخسار آن گل است بر حسن او بهشت کرزمان کند ثنا. مسعودسعد. || مردم دیندار و متدین. (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کرزمان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر