معنی کرد فناخسره
7 بازدید
[ کَ دُ فَ نْ نا خُ رَ ] (اِخ) شهری است در نیم فرسنگی شیراز از بناهای ملک عضدالدولة ابوشجاع بن رکن الدین ابی الحسن علی بن بویه. این پادشاه بر رودی که از میان شهر می گذرد سدی بسته و آب را در نهری به سوی این شهر از مسیر یک روزه راه جاری کرده است و بر آن اموال بسیار هزینه کرده و باغ و بوستانها در دو طرف پیدا آورده و نیز عید مخصوص برای آن مقرر نموده است که هفت روز بدارد و مردم به رامش و طرب پردازند. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «کرد فناخسره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر