معنی کردیدة
6 بازدید
[ کِ دَ ] (ع اِ) توده و انبار بزرگ از خرما. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). || خنور خرما. (منتهی الارب). || خرما که در تک و کرانهٔ جله بماند. ج، کَرادید، کِراد. (منتهی الارب). خنور خرما و گفته اند آنچه از خرما که در تک و کرانه های خنور باقی ماند. ج، کَرادید، کِراد. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «کردیدة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر