معنی کردیخوردی
6 بازدید
[ کِ خوَرْ / خُرْ ] (ص مرکب) در تداول عامه، بی پس انداز که از حاصل کار تنها معاش گذراند و پس انداز نتواند کرد. (یادداشت مؤلف). کسب و کاری که درآمد آن معادل مخارجش باشد و چیزی برای پس انداز یا به صورت درآمد نداشته باشد. (فرهنگ عامیانهٔ جمال زاده ص ۱۱۸). - کردی خوردی زندگانی کردن؛ تنها به اندازهٔ خرج به دست کردن و ذخیره و پس انداز نداشتن. (یادداشت مؤلف). رجوع به کرد و خورد شود.
کلمات همقافیه با «کردیخوردی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر