معنی کردکندی
6 بازدید
[ کُ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان مهرانرود بخش بستان آباد. جلگه و سردسیر است و ۱۳۵۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ کُ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان زنجان. کوهستانی و سردسیر است و ۶۳۵ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).[ کُ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان دیجویجین بخش مرکزی شهرستان اردبیل. کوهستانی و معتدل است و ۴۵۷ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ کُ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان خروسلو بخش گِرِمی شهرستان اردبیل. جلگه ای و گرمسیر است و ۱۶۵ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ کُ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش شاهین دژ شهرستان مراغه. کوهستانی و معتدل است و ۳۷۹ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ کُ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان مواضعخان بخش ورزقان شهرستان اهر. کوهستانی و معتدل است و ۱۵۹ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ کُ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان چهاراویماق بخش قره آغاج شهرستان مراغه. کوهستانی و معتدل است و ۱۴۵ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «کردکندی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر