معنی کردکلا
5 بازدید
[ کُ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان گیلخواران بخش مرکزی شهرستان قائم شهر. معتدل و مرطوب است و ۶۵۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).[ کُ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان پازوار بابلسر شهرستان بابل. معتدل و مرطوب است و ۱۸۵ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).[ کُ کَ ] (اِخ) دهی است در ناحیهٔ تنکابن مازندران. (سفرنامهٔ مازندران رابینو ص ۱۰۵ و ترجمهٔ آن ص ۱۴۳).[ کُ کَ ] (اِخ) دهی است از دهات مشهدسر مازندران. (از سفرنامهٔ مازندران رابینو ص ۱۱۷ و ترجمهٔ آن ص ۱۵۷).[ کُ کَ ] (اِخ) دهی است از دهات ساری مازندران که محل اقامت کردان مدانلو است. (سفرنامهٔ مازندران رابینو ص ۱۳ و ترجمهٔ آن ص ۳۲).[ کُ کَ ] (اِخ) دهی است از دهات برکار در ناحیهٔ چهاردانگهٔ هزارجریب مازندران. (سفرنامهٔ مازندران رابینو ص ۱۲۳ و ترجمهٔ آن ص ۱۶۵).
کلمات همقافیه با «کردکلا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لا» برای سرودن شعر