معنی کردک
5 بازدید
[ کِ دَ ] (اِ) لغز و چیستان باشد و آن را به نظم و نثر از هم پرسند. (برهان) (آنندراج). معما. (ناظم الاطباء). رجوع به لغز، چیستان، معما، پردک، بردک و احجیه شود.[ کِ دَ ] (اِ) لغز و چیستان باشد و آن را به نظم و نثر از هم پرسند. (برهان) (آنندراج). معما. (ناظم الاطباء). رجوع به لغز، چیستان، معما، پردک، بردک و احجیه شود.[ ] (اِخ) دهی است از دهستان بیات بخش نوبران شهرستان ساوه. کوهستانی و سردسیر است و ۱۲۶ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
کلمات همقافیه با «کردک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دک» برای سرودن شعر