معنی کردری
6 بازدید
[ کَ دَ ] (اِخ) الامام حافظالدین محمدبن محمدبن شهاب بن یوسف الکردری البریقینی الخوارزمی، مشهور به البزازی یا ابن البزازی الکردری الحنفی. متولد بسال ۸۲۷ هـ . ق. ابتدا در سرای نزدیک نهر آتل اقامت داشت، سپس به بلاد روم سفر کرد. از اوست: الفتاوی البزازیة و مناقب الامام ابی حنیفة. (از معجم المطبوعات ج ۱ ستون ۵۵۵-۵۵۶).[ کَ دَ ] (اِخ) عبدالغفوربن لقمان بن محمد ابوالمفاخر کردری، (منسوب به کردر از نواحی خوارزم) روایت می کند از ابی طاهر محمدبن عبداللََّه المسبخی المروزی، و او را تصانیفی است در مذهب ابوحنیفه. از اوست: الانتصار لابی حنیفه فی اخباره و اقواله و المفید و المزید فی شرح التجرید و شرح الجامع الصغیر. وی مدرس مدرسهٔ حدادین حلب بود. وفاتش در ۵۶۲ هـ . ق. است. (معجم البلدان ذیل کردر). رجوع به اعلام زرکلی ج ۲ ص ۵۳۱ شود.
کلمات همقافیه با «کردری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر