معنی کرخت کردن
5 بازدید
[ کَ رَ / کَ رِ / کِ رِ کَ دَ ] (مص مرکب) سِر کردن. (یادداشت مؤلف). بی حس کردن. خدر کردن. رجوع به کرخت و کرخت شدن و خدر شدن شود.
کلمات همقافیه با «کرخت کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر