معنی کرجن
6 بازدید
[ کُ جَ ] (اِ) استخوان نرمی را گویند که توان جاوید مانند استخوان گوش و سراستخوان شانه و استخوان پهلو و مانند آن و آن را به عربی غضروف خوانند و غرضوف نیز گویند. (برهان) (از آنندراج). در تداول مردم بروجرد، کُروجِنه.
کلمات همقافیه با «کرجن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جن» برای سرودن شعر