معنی کرتوم
5 بازدید
[ کُ ] (ع اِ) سنگ لخشان تابان درشت. || زمین بلند دراز. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || (اِخ) نام حرهٔ بنی عذره که زمینی است سنگلاخ سوخته. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «کرتوم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وم» برای سرودن شعر