معنی کرتنکله
6 بازدید
[ کَ تَ کَ لَ / لِ ] (اِ) در تداول مردم قزوین، غول بی شاخ ودم. آدم نامرتب و بدقواره و بی ریخت که تناسب و موزونی میان اندامهای او نباشد. (یادداشت مؤلف). || کروکدیل . تمساح. (یادداشت مؤلف). در کتاب الاطعمه و الاشربه از کتاب شرایع محقق حلی ترجمهٔ کلمهٔ عضاة کرتن کله آمده و این ترجمه صحیح است و شبیه یونانی و لاتین و فرانسهٔ این کلمه و اینکه محقق آن را در ردیف وبر و خز و فنک و سمور و سنجاب می آورد مؤید صحت آن است، چه در قدیم هم مانند امروز از پوست کرتن کله جامه می کرده اند چنانکه امروز نیز از آن جامه و کیف و کفشهای گرانبها کنند. (یادداشت مؤلف). || نام نوعی حیوان است شبیه به سوسمار که مارگیران و حقه بازان در بساط خود نمایش می دهند. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «کرتنکله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر