معنی کرباسفروشی
6 بازدید
[ کَ فُ ] (حامص مرکب) شغل و عمل کرباس فروش. فروش کرباس. (فرهنگ فارسی معین): این عبدالملک عطاش را پسری بود احمدنام به عهد پدر کرباس فروشی کردی. (سلجوقنامهٔ ظهیری از فرهنگ فارسی معین). || (اِ مرکب) دکان کرباس فروش. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به کرباس فروش شود.
کلمات همقافیه با «کرباسفروشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر