معنی کرباسة
6 بازدید
[ کِ سَ ] (ع اِ) کرباس و اخص از آن است. (از اقرب الموارد). قطعه ای از کرباس. (ناظم الاطباء). رجوع به کرباس شود.
کلمات همقافیه با «کرباسة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سة» برای سرودن شعر