معنی کرایم
6 بازدید
[ کَ یِ ] (ع ص، اِ) جِ کریمة. زنان بامروت. (فرهنگ فارسی معین). || بزرگ قدر. ارجمند: هرگونه تحف و هدایا از کرایم اموال صامت و ناطق و نفایس اجناس لایق و فایق را وسیلهٔ سعادت یک التفات از بندگان آستان اقبال آشیان می ساختند. (ظفرنامهٔ یزدی از فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «کرایم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یم» برای سرودن شعر