معنی کراکله
5 بازدید
[ کَ کِ لَ ] (اِخ) مراد از آن مردمی هستند در طبرستان که غارت کنند بر وجه خفیه در عقب درختان و احجار و گودالها. بعضی گفته اند اصل آن کرکیل است یعنی شریر و مفسد طبرستان و بعضی گفته اند کرکیل معرب گول گیر است، یعنی غافل گیر. (از حاشیهٔ ترجمهٔ یمینی ص ۲۹۵): و لشکر عقب او پیاپی می رفت تا به حدود جرجان افتاد و خود را در میان مخارم و آجام آن نواحی انداخت و کراکلهٔ ولایت دست به قتل و نهب آوردند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۹۵).
کلمات همقافیه با «کراکله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر