معنی کراکش
3 بازدید
[ کِ کَ / کِ ] (نف مرکب) (از: کرا، اجرت مکاری یا عمل او +کش، اسم فاعل از کشیدن) مکاری. (از دهار). کرایه کش. آنکه حیوانی یا چیزی دیگر را به کرایه دهد. (یادداشت مؤلف): و کراکشان ما ترکان بودند گفتند این آدمی وحشی است. (چهارمقاله). قایقچی که کراکش ما بود به مشارالیه اجرتی دادیم. (تحفهٔ اهل بخارا).
کلمات همقافیه با «کراکش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کش» برای سرودن شعر