معنی کراهیت آمدن
6 بازدید
[ کَ یَ / هی یَ مَ دَ ] (مص مرکب) ناپسند آمدن. (فرهنگ فارسی معین). نفرت دست دادن : چون به تخت بنشست مردمان را کراهیت آمد و او بدانست. (تاریخ بلعمی). هر دو [ معتمد مأمون و طاهر ] به مدینه برفتند و خلوتی کردند با رضا علیه السلام و نامه عرض کردند و پیغامها دادند، رضا علیه السلام را سخت کراهیت آمد. (تاریخ بیهقی). ما ترا از این عمل عفو کنیم از آنکه ترا کراهیت آید. (تاریخ بخارا).
کلمات همقافیه با «کراهیت آمدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر