معنی کرانهجوی
6 بازدید
[ کَ نَ / نِ ] (نف مرکب) کرانه جوینده. گوشه گیر. دوری گزین : ای تن به کرانه ای برون شو زیرا که خرد کرانه جوی است. حمیدالدین بلخی. رجوع به کرانه جستن و کرانه گرفتن شود.
کلمات همقافیه با «کرانهجوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر