معنی کذا
6 بازدید
[ کَ ] (ع از مبهمات یا حرف) چنین. یقال فعلت کذا و کذا. (منتهی الارب). کلمه ای است مرکب از «ک» تشبیه و «ذا» اشاره بمعنی مثل این و چنین. (از ناظم الاطباء). و صاحب منتهی الارب در ذیل معانی حروف آرد: کذا بر سه وجه آید: ۱ -دو کلمه و باقی بر اصل خود باشد یعنی کاف تشبیه و «ذا»ی اشاره، مانند: رأیت زیداً فاضلاً و رأیت عمراً کذا. ۲ -کلمهٔ واحدی است مرکب از دو کلمه که آن را از غیر عدد کنایه آرند کما فی الحدیث انه یقال: للعبد یوم القیامة اتذکر یوم کذا و کذا و فعلت کذا و کذا. ۳ -کلمهٔ مرکبی است که آن را کنایه از عدد آرند پس موافق با این [ اَنَّ ] است در ترکیب و بناء و ابهام و احتیاج به تمیز و مخالف است با آن از آن جهت که در صدر ننشیند و تمیزش واجب النصب باشد و بکار نرود غالباً مگر معطوفٌ علیه. (از منتهی الارب). و رجوع به اقرب الموارد شود. - کذا و کذا؛ همچنین. چنین و چنین. (ناظم الاطباء). - للََّه کذا؛ کلمهٔ تعجب و مدح است که در استغراب و استعظام چیزی بکار رود. (از اقرب الموارد). - لیلة کذا؛ امشب و یا آن شب. (ناظم الاطباء). - هکذا؛ همچنین. (ناظم الاطباء). بر کذا، هاء «تنبیه» داخل شود و گویند: هکذا. (از اقرب الموارد). || چندین، و هو کنایة عن العدد تنصب مابعدها علی التمییز. یقال: لی عنده کذا درهما، کما تقول عندی عشرون درهما. الکاف حرف التشبیه و ذاللاشارة. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «کذا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ذا» برای سرودن شعر