معنی کدکدة
5 بازدید
[ کَ کَ دَ ] (ع اِ) آواز خایسک و سندان و جز آن. (منتهی الارب) (آنندراج). آواز و صدای خایسک و سندان و امثال آن باشد. (برهان) (فرهنگ جهانگیری). || آواز برخورد چیزی بر چیزی صلب. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ کَ کَ دَ ] (ع مص) از حد درگذشتن در ضحک. (منتهی الارب). افراط کردن در خنده. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). کِدکاد. رجوع به کدکاد شود. || زدن صیقل گر مصقله را بر شمشیر. (منتهی الارب). زدن آلت زنگ زدودن و مصقل را بر شمشیر. (ناظم الاطباء). || گرانبار رفتن. (منتهی الارب). گرانبار رفتن و سنگینی کردن. (ناظم الاطباء). || دویدن نرم. (منتهی الارب). دویدن بطی ء. (از متن اللغة). || راندن سخت. (منتهی الارب). سخت راندن کسی را. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). دفع کردن کسی را دفع کردن سخت. (شرح قاموس). || کدکد، عدا علیه یعنی بر او ستم کرد یا وثب علیه. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة).
کلمات همقافیه با «کدکدة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر