معنی کدم
4 بازدید
[ کَ ] (ع مص) گزیدن یا به دندان پیشین گزیدن. (از منتهی الارب) (آنندراج). گزیدن با قسمت ادنای دهن چون گزیدن خر و غیره از حیوانات. (از اقرب الموارد). || درخستن به آهن یا نشان کردن از آن. (از منتهی الارب) (آنندراج). اثر گذاردن در چیزی به آهنی. (از اقرب الموارد). نشان کردن به آهن در چیزی و خستن آنرا. (ناظم الاطباء). || راندن شکار را. (از منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || جستن چیزی را. (منتهی الارب) (از آنندراج). - کدم فی غیر مَکدَم؛ طلب کردن در غیر جای طلب. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).[ کُ دَ ] (ع اِ) نوعی از ملخ سیاه. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). واحدش کُدَمَة است. (از اقرب الموارد).[ کَ ] (ع اِ) اثر. ج، کُدوم. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «کدم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دم» برای سرودن شعر