معنی کدش
8 بازدید
[ کَ ] (ع مص) خراشیدن. (آنندراج) (از منتهی الارب) (اقرب الموارد). || به شمشیر یا نیزه زدن کسی را و خسته کردن وی را. (آنندراج) (از منتهی الارب). || سخت راندن کسی را. || بریدن چیزی را. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || از پس راندن و دور کردن. (آنندراج) (از منتهی الارب). راندن. یقال کدشت الابل، اذا طردتها. (اقرب الموارد). || به مشقت و رنج ورزیدن برای عیال خویش. (آنندراج) (از منتهی الارب) (اقرب الموارد). کسب کردن برای عیال خویش. (ناظم الاطباء). || به عطا و خیر کسی رسیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). نقول کدشت منه عطاء؛ اذا اصبته. (منتهی الارب). || و قولهم اُکدُش بخبر؛ یعنی بطرفی از آن خبر بده و آگاه کن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از متن اللغة).
کلمات همقافیه با «کدش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دش» برای سرودن شعر