معنی کداری
5 بازدید
[ کُ ری ی ] (ع ص) ابر تنک. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). ابر رقیق. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «کداری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر