معنی کداخدامنشی
6 بازدید
[ کَ خُ مَ نِ ] (حامص مرکب) چون کدخدایان رفتار کردن. || حل دعاوی مردم به طریق حکمیت و دوستانه. (فرهنگ فارسی معین). - با کدخدامنشی کاری را فیصل کردن؛ کاری را به کدخدامنشی قطع و فصل کردن. (یادداشت مؤلف). انجام کاری به دوستی و از طریق حکمیت. (از فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «کداخدامنشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر