معنی کدأ
6 بازدید
[ کَ دْءْ ] (ع مص) کُدوء. سرما خوردن گیاه و پژمریدن و بر زمین نشستن یا بی آب ماندن و ناگوالیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || بر زمین نشاندن سرما کشت را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).بر زمین نشاندن سرما کشت را به اینکه متوقف شود یا سرنگون یا بیرون آمدنش کند گردد. (از اقرب الموارد).[ کَ دَءْ ] (ع مص) بانگ کردن گرفتن زاغ که گویا قی می کند در آواز کردن. || کوتاه و ناگوالیده ماندن تره و تباه گردیدن آن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «کدأ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دأ» برای سرودن شعر