معنی کحط
5 بازدید
[ کَ ] (ع اِ) خشک سال. لغة فی القحط فصیحة. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ کَ ] (ع مص) خشک شدن و بازایستادن باران و خشکسال شدن. (ناظم الاطباء). لغت فصیحی است در قحط. (از اقرب الموارد). رجوع به قحط شود.
کلمات همقافیه با «کحط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حط» برای سرودن شعر