معنی کج رفتن
7 بازدید
[ کَ رَ تَ ] (مص مرکب) بر صراط غیرمستقیم رفتن. رفتن براه ناراست : لاجرم چون ستاره راست بود نتواند که کج رود جدول.سعدی. بدنبالهٔ راستان کج مرو.سعدی.
کلمات همقافیه با «کج رفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر