معنی کج باختن
6 بازدید
[ کَ تَ ] (مص مرکب) غلط بازی کردن. خطا باختن (با وجود مهارت یا عدم آن). (فرهنگ فارسی معین). || دغل کردن در بازی و مکر کردن و فریب دادن. (از ناظم الاطباء): راست خوانی کنند و کج بازند دست گیرند و در چه اندازند.نظامی. هر کس از مهرهٔ مهر تو به نقشی مشغول عاقبت با همه کج باخته ای یعنی چه.حافظ. برده بودی و داوت آمده بود چون تو کج باختی کسی چه کند. (انوار سهیلی). || بدمعاملگی کردن. افساد کردن. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «کج باختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر