معنی کجور
4 بازدید
[ کَ ] (هندی، اِ) نام دوایی است که آنرا زرن باد و اهل مکه عرق الکافور خوانند. گویند این لغت هندی است. (برهان). اسم هندی زرنباد است. (تحفهٔ حکیم مؤمن). و رجوع به کچور و زرنباد شود.[ کُ ] (اِخ) اسم ولایتی است در اصطلاح جغرافیانویسان قدیم از تبرستان که شهر رویان قدیم بوده است تنکابن بدانجا و با نور که رستمدار باشد نزدیک. (از آنندراج). نام بلوکی در مازندران. (ناظم الاطباء). نام یکی از نواحی سه گانهٔ منطقهٔ تنکابن و منطقه فعلی بخش مرکزی شهرستان نوشهر. کجور از دوازده دهستان زیر تشکیل شده است: کران، خیررودکنار، چلندر، علویکلا، گلرودپی، کجرستاق، بلده کجور، توابع کجور، کوهپرات، کالج، زانوس رستاق، پنجک رستاق. پنج دهستان اول در ساحل دریایند با هوای معتدل و مرطوب و ناسالم و بقیهٔ دهستانها در منطقهٔ کوهستانی واقع شده اند و سردسیرند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳). بلوک کجور از طرف مغرب محدود است به چالوس که از کلارستاق جدا می سازد از مشرق به سولده در نور و از جنوب به بلوک نور و از سمت شمال به دریای خزر. سکنهٔ کجور خواجه وندها و گیلک ها هستند که هرکدام حاکم بخصوص دارند. سکنهٔ نواحی تنکابن و کلارستاق و کجور که سابقاً جزء رستمدار بودند خود را مازندرانی محسوب نمی دارند. (از ترجمهٔ سفرنامهٔ مازندران ص ۵۳ -۵۴) و رجوع به همان متن و جغرافیای سیاسی کیهان ص ۳۰۰ شود.[ کُ ] (اِخ) قصبهٔ مرکز دهستان بلده کجور در بخش مرکزی شهرستان نوشهر است. سکنه ۱۵۶ تن. کوهستانی و سردسیر. آثار ابنیهٔ قدیمه در آنجا مشاهده می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳). در ترجمهٔ سفرنامهٔ مازندران رابینو ص ۵۳ و ۵۴ آمده است که: ابوالفداء می نویسد شهر رویان به شهرستان نیز معروف بود و بر قلهٔ کوهستانی در ۱۶ فرسخی قزوین قرار داشت این شهر که کجور هم خوانده می شد در تاخت و تاز مغول خراب شد. در تاریخ ۲۱ ذی الحجه ۷۴۰ هـ . ق. (۱۲۴۰ م.) استندار جلال الدوله اسکندر شروع به تجدید بنای قلعه و شهر کجور نمود. وی در اطراف شهر باروها کشید و ارگ آن را در ۲۱ ذی الحجه ۷۴۶ هـ . ق. تمام کرد و قلعهٔ شاه دز را بنا نمود. (از ترجمهٔ سفرنامهٔ رابینو صص ۹۳ -۵۴).
کلمات همقافیه با «کجور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر