معنی کجواج
6 بازدید
[ کَ جْ ] (ص مرکب) بمعنی کج و نگون، مرکب است از کلمهٔ کج و لفظ واج که مبدل باز است بمعنی نگون. (غیاث اللغات). ظاهراً مرکّب است از کج و واج مبدل باز و برین تقدیر بمعنی کج و معکوس باشد. (آنندراج). کج و معوج. (ناظم الاطباء). کج و کوله. (یادداشت مؤلف): دهد سطر کجواج او در کتاب نشان از سیه مار پر پیچ و تاب. ملاطغرا (از آنندراج). از فلک مشکلِ امّید کسی حل نشود چرخ چون راست کند کار به این کجواجی. محمدسعید اشرف (از آنندراج). رخ کجواج و طاق ابروشان روی ابلیس و قبلهٔ سکسار. حکیم زلالی (از آنندراج). || مغیر کجباز است بمعنی دغل و ناراست. (آنندراج). ناراست. نادرست. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کجواج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اج» برای سرودن شعر