معنی کجنهاد
7 بازدید
[ کَ نِ / نَ ] (ص مرکب) کج سرشت. (آنندراج). بدذات. بداصل. بدعقیده. (ناظم الاطباء) خاقانی اگر چه راست پیوندی پیوند تو کج نهاد نپسندد.خاقانی. خون بدخواه نامراد خضاب سینهٔ خصم کج نهاد نیام.هاتف.
کلمات همقافیه با «کجنهاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر