معنی کجقلم
5 بازدید
[ کَ قَ لَ ] (ص مرکب) که قلم کج دارد. که قلم بر استقامت و راستی ندارد. که بر غیر استقامت قلم راند: مژگان تو از کج قلمی دست ندارد هر چند ز خط حسن تو در پای حساب است. صائب (از آنندراج). رهزن از راه محال است نهد پای به راه طینت کج قلمان راست به مسطر نشود. صائب (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «کجقلم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لم» برای سرودن شعر