معنی کجفرمای
6 بازدید
[ کَ فَ ] (نف مرکب) کج فرما. کج فرماینده. که بر ناراست امر کند. که طریق صواب و صلاح نفرماید. که موافق صلاح نگوید: کارها تنگ گرفته ست بدوی روزهٔ تنگخوی کج فرمای. فرخی (دیوان چ دبیرسیاقی ص ۳۸۸).
کلمات همقافیه با «کجفرمای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر