معنی کجطبع
7 بازدید
[ کَ طَ ] (ص مرکب) کج مزاج. (آنندراج). کج سرشت. کج نهاد. بد سلیقه. زشت پسند. (ناظم الاطباء): اشتر به شعر عرب در حالت است و طرب گر ذوق نیست ترا کج طبع جانوری.سعدی. بیکار بهیمه ای و کج طبع کسی کو فرق میان زشت و زیبا نکند.سعدی. بیا تا در می صافیت راز دهر بنمایم بشرط آنکه ننمایی بکج طبعان دل کورش. حافظ. || عنود. ستیزنده. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کجطبع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بع» برای سرودن شعر