معنی کجسرشت
5 بازدید
[ کَ سِ رِ ] (ص مرکب) آنکه طبیعةً بد آفریده شده است. بدذات. بداصل. بدگهر. کج نهاد. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «کجسرشت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شت» برای سرودن شعر