معنی کجری
4 بازدید
[ ] (هندی، اِ) اسم هندی خراطین است. (تحفهٔ حکیم مؤمن). کرمهای سرخ که در زمین نمناک بهم رسد. (از تحفهٔ حکیم مؤمن ذیل خراطین).[ کِ ] (اِ) طعامی بوده است، شاید بورانی اسفناج یا چیزی مانند آن. (یادداشت مؤلف): بنابراین در ایام طوی هرگاه خواجه پیر احمد بر سرآش می نمود جهت خواجه احمد داود (که رنگ سبز داشت) کجری می فرستاد و اگر خواجه احمد بترتیب آش قیام می نمود جهت خواجه پیر احمد (که اقرع بود) قلیهٔ کدو ارسال می فرمود. (دستورالوزراء ص ۳۵۲ و ۳۵۳). رجوع به کِچْری شود.
کلمات همقافیه با «کجری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر