معنی کجرفتار
5 بازدید
[ کَ رَ ] (ص مرکب) که رفتار کج دارد. رونده براه ناراست و ناهموار. (ناظم الاطباء): آنکه دزدی کند از این گفتار پنج پای است زشت و کجرفتار.سنائی. سعدیا راست روان گوی سعادت بردند راستی کن که بمنزل نرسد کجرفتار.سعدی. - فلک کجرفتار؛ ناسازگار. غیر موافق. || بدذات. مفسد. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کجرفتار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر