معنی کجة
6 بازدید
[ کُ جْ جَ ] (ع اِ) بازیی است مر کودکان را که کُره مانندی از پارچه و مانند آن می سازند. به هندی کیند است. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). گوی مانندی که از پاره های کرباس و جز آن سازند و کودکان با وی بازی کنند. (ناظم الاطباء). کجه و رجوع به کجه شود.
کلمات همقافیه با «کجة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جة» برای سرودن شعر