معنی کجبیل
6 بازدید
[ کَ ] (اِ مرکب) بیل سر کج که با آن چیزی را از گودالی که حفر شود برآورند و نیز مواد سوخت را در تنور و کوره ریزند. (فرهنگ فارسی معین). بیل که قسمت دستهٔ آن منحنی باشد. <۵۳۰۶۴۰۱۲۰۱۱۸۱۹۴۰۱>...
کلمات همقافیه با «کجبیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر