معنی کجبحثی
5 بازدید
[ کَ بَ ] (حامص مرکب) عمل کج بحث. یاوه گویی و نامعقولی در مباحثه. (ناظم الاطباء). خطا رفتن در مباحثه و یاوه گویی. (فرهنگ فارسی معین): خروشان از کجک دیدم چو فیلان را یقینم شد که عاجز می توان کردن بکج بحثی فلاطون را. میرزا معز فطرت.
کلمات همقافیه با «کجبحثی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثی» برای سرودن شعر