معنی کجاوهنشین
5 بازدید
[ کَ وَ / وِ نِ ] (نف مرکب) کسی که در کجاوه نشیند. (ناظم الاطباء). آنکه در کجاوه قرار گیرد و سفر کند: کجاوه نشینی را شنیدم که با عدیل خود میگفت. (گلستان).
کلمات همقافیه با «کجاوهنشین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر