معنی کثیب
6 بازدید
[ کَ ] (ع اِ) تودهٔ ریگ بدان جهت که ریزان و مجتمع است. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). تودهٔ ریگ گرد آمده و بلندشده. (غیاث اللغات). تودهٔ ریگ. (دهار) (ترجمان علامهٔ جرجانی ص ۸۱). ج، اَکثِبَة، کُثُب، کُثبان. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || (ص) ثوب کثیب؛ جامهٔ نیک بافته. (مهذب الاسماء).[ کَ ] (اِخ) موضعی است به کرانهٔ دریای یمن. || دو ده است به بحرین. (منتهی الارب). قریه ای است از بنی محارب بن عمروبن ودیعة از عبدالقیس در بحرین. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «کثیب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یب» برای سرودن شعر