معنی کثوع
6 بازدید
[ کُ ] (ع مص) سر گرفتن شیر و چربش بر شیر برآمدن. (آنندراج) (از منتهی الارب). برآمدن چربی شیر و سرشیر گرفتن. (ناظم الاطباء). || نرم شدن شکم شتران و جز آن یا نرم شدن و روان گردیدن. (آنندراج) (منتهی الارب). فروهشته گردیدن شکم شتر و گفته اند فروهشته گردیدن شکم شتر پس ریخ زدن. (از اقرب الموارد). || سرخ گردیدن یا افزون شدن خون لب چندانکه قریبِ برگردیدن گردد. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). کَثع. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). رجوع به کثع شود.
کلمات همقافیه با «کثوع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وع» برای سرودن شعر