معنی کثه
6 بازدید
[ کَ / کُ ثَ ] (اِخ) کثة. نام شهر حومهٔ یزد و اصل آن کُثوَة است. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). صاحب حدودالعالم گوید: شهرکی است سردسیر با نعمت بسیار بر حد میان پارس و بیابان. در فارسنامهٔ ابن البلخی جزء اعمال یزد آمده و نوشته است: یزد و اعمال آن چون میبد و نایین و کثه و... جمله از پارس است. (ص ۱۲۲). صاحب معجم البلدان آن را جزء اعمال یزد با هوایی خوش و میوهٔ فراوان ذکر می کند و می نویسد: موضعی است در فارس و آن شهری از ولایت یزد از نواحی استخر است. استخری گوید: از شهرهای بزرگ ناحیهٔ استخر است در حومهٔ یزد و ابرقوه. شهری است به کنارهٔ بیابان هوائی خوش دارد و در آنجا فراوانی است و روستاهایش نیز چنین است. غالب بناهایش نوعی عمارات طولانی و دراز از گل است. شهری است با باروی استوار و در باروی آن دو دروازه از آهن است یکی را باب ایزد و دیگری را باب مسجد گویند به سبب نزدیکی به مسجد جامع که در ربض است و آب آنجا از قنات است تنها نهری دارد که از ناحیهٔ قلعه می آید از دیهی که در آنجا معدن سرب است. کثه جایی باصفاست در روستایش میوه فراوان است و آن را به اصفهان و دیگر جایها می برند. کوههایش پر از درخت و نبات است که به اطراف حمل می شود. غالب مردم آنجا اهل ادب و کتابتند. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «کثه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثه» برای سرودن شعر