معنی کثع
6 بازدید
[ کَ ] (ع مص) سرخ گردیدن لب یا افزون شدن خون آن چندان که قریبِ برگردیدن گردد. کثع شفة. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج). کُثوع. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). و رجوع به کُثوع شود.
کلمات همقافیه با «کثع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثع» برای سرودن شعر