معنی کثبة
5 بازدید
[ کُ بَ ] (ع اِ) اندک از آب و شیر یا جرعه مانندی که در آوند باقی باشد، یا به اندازهٔ پری کاسه از آب و شراب و اندکی از طعام و شراب و از خاک و جز آن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || یک دوشیدن از شیر. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). ج، کُثَب. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || هر چیز فراهم آمدهٔ سپس کمی. (منتهی الارب). هر گرد آمده و مجتمع شده سپس کمی. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || زمین هموار پست میان دو کوه. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). زمین هموار پست میان دو کوه و یا میان دو پشته. (ناظم الاطباء). ج، کُثَب. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).[ کُ بَ ] (اِخ) موضعی است. (منتهی الارب) (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «کثبة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر